تبليغاتX
ثارالله
 

.....

شهید مطهری و حفظ اسلام
نویسنده : مجتبی تاریخ : سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391
من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار میدهم که خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی جلوگیری از ابراز عقیده دیگران است

از اسلام فقط با یک نیرو میشود پاسداری کرد و ان علم است و ازادی دادن به افکار مخالف و مواجهه صریح و روشن با ان ها

جایگاه امر به معروف و نهی از منکر

اگر میخواهید در نزد ملل جهان ارزش پیدا کنید  که هم بلوک شرق روی تو حساب باز کنند و هم بلوک غرب سرنوشت تو ررا در اختیار نگیرد و برای تو تصمیم نگیرد امر به معروف و نهی از منکر داشته باشید ،همبستگی و همدردی داشته باشید اخوت و برادری اسلامی را زنده کن، از بی خبری پرهیز کن ،از ضعف پرهیز کن

  • پیرامون انقاب اسلامی
  • حماسه حسینی

 



:: موضوعات مرتبط: دانستني

 
گروه های زمینه ساز ظهور موعود
نویسنده : مجتبی تاریخ : شنبه نهم اردیبهشت 1391

زمینه سازان خراسان

 خراسان محمد بن حنفيه، در روايتي که به صور مختلف نقل شده وليکن ظهور دارد که از امام علي، عليه السلا م، است، گويد:پرچمي از خراسان بيرون مي آيد، [حاملان اين پرچم] اصحاب سفياني را شکست داده تا به بيت المقدس مي رسند وزمينهِ حکومت حضرت مهدي(عج) را فراهم مي سازند.(۱)

زمينه سازان قم و ري

علاّمهِ مجلسي در بحارالانوار روايت کرده است:مردي از اهالي قم مردم را به حق مي خواند، گروهي که دل هاي آنان چون پاره هاي آهن است گرد او جمع شوند، طوفان هاي سخت نلرزاندشان، از جنگ خسته نشوند وبيمي به خود راه ندهند، بر خدا توکّل کنند وعاقبت [نيک] از آن پرهيزگاران است.(۲)

زمينه سازان يمن

حضرت امام محمدباقر، عليه السلا م، درباره ي رهبري يماني قبل از ظهور امام عصر، عليه السلا م، فرموده است:در ميان پرچم ها پرچمي هدايت يافته تر از پرچم يماني نيست. آن پرچم، پرچم ارشاد است؛ زيرا [مردم را] به سوي صاحب شما [امام عصر، عليه السلا م] فرا مي خواند..(۳)

  • [1] عصر الظهور، ص 206.
  • [۲] بحارالانوار، ج 60، ص 216؛ ونيز سفينه البحار، ج 2، ص 446
  • [۳] بحارالانوار، ج 52، ص 232.


:: موضوعات مرتبط: امام زمان (عج)

 
مهدي در بيان حضرت زهرا
نویسنده : مجتبی تاریخ : دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391

محمود بن وليد مي گويد: بعد از وفات پيامبرحضرت فاطمه هميشه به زيارت قبور شهداي احد ميآمد و کنار قبر حمزه گريه مي کرد. روزي به او گفتم: اي سرور زنان! به خدا سوگند گريه شما رگهاي قلب مرا پاره کرد.

حضرت زهرا جواب فرمودند : اي ابو عمرو! سزاوار است که من گريه کنم؛ چرا که به مصيبت بهترين پدران مبتلا شده ام. آه، چقدر مشتاق رسول خدايم!...

عرض کردم: آيا پيامبر قبل از وفاتش تصريحي به امامت حضرت علي (عليه السّلام) کردند؟

فرمودند : چقدر عجيب است! آيا روز غديرخم را فراموش کرده ايد؟!

عرض کردم: بله، روز غدير بود؛ اما منتظر چيزي هستم که پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) به شما فرموده باشد. حضرت زهرا (عليهاالسّلام) با چند تأکيد فرمودند: خدا را شاهد مي گيرم که از او (صلّي اللّه ُعليه وآله وسلّم) شنيدم، که مي فرمود: علي (عليه السّلام) بهترين کسي است که در بين شما به عنوان جانشين خود مي گذارم؛ او امام و خليفه بعد از من است و دو نوه ي من و نه نفر از فرزندان حسين (عليه السّلام) پيشوايان نيکويي هستند، که اگر از آنها پيروي کنيد، مي يابيد که آنها هدايت کننده هدايت شده اند؛ و اگر با آنها مخالفت کنيد، تا روز قيامت در بين شما اختلاف خواهد بود.

عرض کردم: اي سرور من! پس چرا علي (عليه السّلام) از حق خود کناره گيري کرد؟ فرمودند:اي ابا عمرو! پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) فرمودند:

مَثَل امام، مثل کعبه است؛ که بايد به سوي او آيند و او به سوي مردم نمي رود.

  سپس حضرت زهرا (عليهاالسّلام) فرمودند:

 به خدا قسم اگر حق را به اهلش واگذار مي کردند و از خاندان پيامبر تبعيت مي کردند، هيچ دو نفري هم با يکديگر اختلاف نمي کردند و امر خلافت به تک تک جانشينان پيامبر (صلّي اللّهُ عليه وآله وسلّم) مي رسيد؛ تا قائم ما، نهمين فرزند از حسين (عليه السّلام)، قيام مي نمود.

[1] بحارالا نوار، ج 36، ص 352، ح 224، به نقل ا ز کفايه الاثر، ص 26.



:: موضوعات مرتبط: معصوم

 
من كنت مولاه فهذا على مولاه
نویسنده : مجتبی تاریخ : چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391
 

زمزمه زهرایی سلام الله علیها

باور كن! باوركن كه رفته ام. باور كن كه تنها مانده اى. باور كن كه بى فاطمه شدى. این را باور كن!

باید باور كنى و مى دانم كه حق دارى اگر باور نكنى.

من هم باور نكرده ام, آن روز را كه تو آمدى و در كنارم نشستى و گفتى كه چرا سلام مرا جواب نمى دهى! و چقدر برایم سخت بود. در دریاى چشمان توفانى تو غرق بودم و بغض گلویم را مى فشرد كه در دل هزار بار, سلامت را جواب مى دادم تا بدانى هنوز هستم...

هستم كه دست مجروحم را به كمك دست دیگرم بالا بیاورم و اشك را از چشمان دریایى تو كه بر خاك قبرم مى ریزد, پاك كنم; هنوز هستم تا سرم را به دست بگیرى و درد دل كنى و من پهلویم درد بگیرد و رویم نشود كه به تو بگویم...

على من! مولاى من! من فاطمه ام... همان فاطمه اى كه همراه تو بود. حتى آنگاه كه از مهاجر و انصار كمك مى خواستى و صد افسوس كه آنان حقیقت را بر مصلحت ترجیح ندادند و به خانه خزیدند و خورشید را به فراموشى سپردند و حتى یك بار هم سرى به تإثر تكان ندادند تا دلت آرام شود.

على جان! رفیق خوب تنهایى هایم!

امشب كه باز پیشم آمده اى, دیگر مى خواهم بگویم... فقط به تو! كه شبها از درد پهلوى شكسته خوابم نمى برد ولى حتى یك بار هم صدایم در نیامد تا احساس غربت نكنى و تنهایى ات بیشتر نشود.

همسر عزیزم! من خوشبخت ترین زن دنیا بودم, چون تو را داشتم. من بهترین همسر عالم را داشتم. من مظلوم ترین و تنهاترین همسر عالم را داشتم. تو امیر مومنان بودى اما جاهلان این را نمى فهمیدند.

از هرچه دلت گرفت, از هر كه دلت شكست با فاطمه ات بگو. همسر خوبم! سینه مجروح زهرا همیشه از آن توست و صندوق دار اسرار غربتت.

مى دانى چرا مرگ فاطمه ات این قدرها به تاخیر افتاد؟ به خاطر تو... به خاطر تویى كه تنها شدى.

تویى كه امشب زانوهایت تا شده اند و كنار قبر من نشسته اى و انگار فراموشت شده كه حسین, خوابش نبرده است و زینب مادرى مى كند و تو... تو تنهاى تنها, هم ناله چاه و نخلستانى!

حق دارى... حق دارى كه با دستانت بر خاك مزارم چنگ زنى.

ماه هم حق دارد كه چهره اش را از تو بپوشاند و خاك قبرم را تاریك كند و نگذارد كسى اشكهاى تو را ببیند. حق دارى, حق با توست و تو.

با حق هستى.

پسر عمو وجود تو مایه آرامش فاطمه است.

على من! گریه كن! اما نه برخود كه بر من؛ برفاطمه ات كه بى على است, كه بى تو است.

همسفر زندگى ام!

آن روز حتى سلمان و مقداد را هم به كمك نخواستم تا ثابت كنم كه با پهلوى شكسته و با دست مجروح و صورت نیلى هم نباید دست از دامان امام زمان خود كشید, نباید حریم ولایت را بى دفاع گذاشت.

تنها دفاع كردم تا همه بدانند كه در آن كوچه یك نفر هم به كمك من و تو نیامد.

صورتم را از نگاهت پوشاندم تا مبادا احساس شرم كنى كه مبادا غصه بخورى. پهلوى شكسته ام را از چشم زینب پوشاندم و اشكهایم را از چشمان حسنین علیهم السلام.

آن شب حتى ام كلثوم هم كنارم نشست و پیشانى ام را بوسید. چشم باز نكردم و گذاشتم فكر كند كه مادر آرام خوابیده است و توانسته مادر را غافلگیر كند.

اما تو همه چیز را فهمیدى. این را از نگاهت دانستم, از زود به خانه آمدنت و تا دیروقت بیدار ماندنت.

از نگاههاى نگران و مضطربت, از نواى امن یجیبت و از چشمهاى عذر خواهت كه به زبان بى زبانى مى گفت: اینها همه اش به خاطر من است)!

عزیزم! على جانم! فاطمه ات كتك خورد اما اینها همه به خاطر تو بود.

على جانم! على جان!

دوست دارم تا صبح بر مزارم باشى اما باید بروى كه امشب حسین بهانه مرا گرفته است و تا تو نروى آرام نمى گیرد و زینبم كوچكتر از آن است كه آرامش كند.

همسرم! امام مظلومم! برو دست خدا به همراهت.

برو مهربان فاطمه تا سحر چیزى نمانده است

منبع:سایت تبیان



:: موضوعات مرتبط: معصوم

 
نوروزتان پیروز
نویسنده : مجتبی تاریخ : سه شنبه یکم فروردین 1391
   بر امد باد صبح و بوی  نوروز              به  کام  دوستان  و  بخت پیروز

   مبارک بادت این سال و همه سال            همایون بادت این روز و همه روز

سال نو  که از راه میرسد برگی دیگر از دفتر عمر را می بندد  و دفتر دیگری را در مقابل چشمانمان  میگشاید:وبه راستی که این غافله عمر عجب میگذرد!

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو          یادم از کشته خویش امد و هنگام درو

از محضر خداوند برایتان صحت و سلامت ٬سعادت وخوشبختی٬عزت و سربلندی٬دانایی و توانایی٬تدبر و تحول٬صفا و صمیمیت ٬رافت و مروت٬حیا و شرافت را مسئلت مینمایم.

ز کوی یار می اید نسیم باد نوروزی               از این باد ار مدد خواهی چراغ دل بر افروزی

سخن در پرده میگویم چو گل از غنچه بیرون ای     که بیش از ینج روزی نیست حکم میر نوروزی

اللهم عجل الولیک الفرج............................

 



:: موضوعات مرتبط: شعر

 
از خانه تکانی دل چه خبر؟
نویسنده : مجتبی تاریخ : یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390
یه سوال ......!؟

داره عید میشه و همه مشغول خانه تکانی!

ایا هیچ فکر کرده ایم در خانه تکانی دل٬ امسال کدام یک از رذایل اخلاقی را از خانه دل بیرون خواهیم کرد؟

باز هم بهار اومد و با اومدنش زندگی را به دنیا بخشید

خونه ها و خیابان ها بوی تازگی گرفت

چهره شهر  عوض شد

همه چی در حال تغییره

مهمتر از همه٬ سن ما هست که دویاره یکسال به سن همه ما افزوده میشه

ایا بخشش ما بیشتر میشه

ایا خوش اخلاقی ما بیشتر میشه

ایا همت و تلاش ما برای یاری امام عصر بیشتر میشه

ایا روح ما هم  بزرگتر میشه

سال قبل خیلی ها(کودک جوان نوجوان پیر) فرصتشون تمام شد و از این دنیا به دیار باقی شتافتند اگه امسال نوبت ما باشه ٬ ایا اماده هستیم

ایا توی اون دنیا جایی را برای خودمون اماده کردیم

یادمان باشد که قائم آل محمد هنوز منتظر ماست

تو خود ای گوهر یکدانه کجایی اخر

                                        کز غمت دیده ی مردم همه دریا باشد

 

 

 

 



:: موضوعات مرتبط: امام زمان (عج)

 
انتظار، عامل پايداري در برابر رهبريهاي فاسد
نویسنده : مجتبی تاریخ : سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390

يگانه يا مهمترين چيزي که مسلمانان را در برابر اين وضع نگاه داشت و آنها را در حال اعتراض به اوضاع و تقاضاي اجراي برنامه هاي اسلامي، شجاع و دلير مي کرد، و عده هاي قرآن و پيغمبر صلي الله و عليه و آْله و سلم بود که: اين دين از بين نمي رود و آينده براي اسلام است، اسلام عالم گير و پرچم حکومت توحيد و حق و عدل در سراسر جهان به اهتزاز خواهد آمد.

اين وعده ها بود که مسلمانان را در برابر حوادثي مثل تسلط بني اميّه، جنگهاي صليبي، هجوم چنگيز و بالاخره مثل استعمار قرن اخير، پايدار و شکيبا نگه داشت و سرانجام مسلمانان را عليه آنان به جهاد و پيکار برانگيخت.

اين وعده ها که واقعيت آن را حقايق مسلّم ديني و تاريخي صد در صد ثابت کرده است و در کتاب «نويد امن و امان» دلائل قطعي آن را نگاشته ايم، همواره به مسلمانان نويد مي داد که دور اسلام و روزگار آن به پايان نمي رسد و حکومتهائي مانند بني اميّه و بني عبّاس، مظهر کمال و پيشرفت و نمايش رژيم سياسي و روش رهبري حق و عدالت اسلام نيستند و بايد در انتظار آينده بود و عقب نشيني نکرد، از مرزها و سنگرها حمايت و حفاظت کرد، تا آن عصر طلائي و دوران حکومت مطلقه حق و عدالت فرا رسد; و موعود آخر الزمان که از دودمان پيغمبر اسلام و فرزندان علي و فاطمه، و نهمين فرزند سيدالشهدا حسين و يگانه فرزند بي مانند حضرت امام حسن عسکري: است ظاهر شود و تمام برنامه هاي اسلام اجرا گردد. دنيا از اين همه اضطرابات روز افزون، ناامنيها، افکار متضاد و رژيمهاي رنگارنگ ظالمانه نجات يافته و در مهد امن و امان و اطمينان و اعتماد و اتحاد قرار بگيرد.

مسلمان هميشه به سوي آينده مي نگرد و هر وضعي که موجود باشد اگر چه نسبتاً خوب و عادلانه باشد او را قانع نمي کند، آن را نهايت کار و پايان راه نمي شمارد; و اگر هم ظالمانه و غير اسلامي باشد، در هر صورت و شرايطي، مسلمان نااميد نمي شود و وظيفه دارد که ظلم و فساد و تجاوز و جهل و خود کامگي و استضعاف را محکوم سازد و براي حصول هدفهاي اسلام، کوشش و تلاش بيشتر نمايد تا به سهم خود به اسلام عزيز و به نوع بشر و جوامع متحيّر و سرگردان و مضطرب، خدمتي انجام دهد.

 نشستن و تسليم بودن و کناره گيري کردن و تماشاگر صحنه هاي تباهي و فساد و فقر و انحطاط اخلاقي شدن، هرگز در اسلام جايز نيست; و بر مسلمان منتظر و مؤمن و متعهد روا نمي باشد و با انتظار ظهور حضرت ولي عصر ـ أرواح العالمين له الفداء ـ و فلسفه انتظار موافقت ندارد.

.

(و قل اعملوا فسيري الله عملکم و رسوله والمؤمنون) = «و بگو عمل کنيد، پس به زودي خدا و پيامبرش و مؤمنان، عمل شما را خواهند ديد». [1] .

(انتظار عامل مقاومت و حرکت از لطف الله صافي گلپايگاني )



:: موضوعات مرتبط: امام زمان (عج)

 
چهارشنبه سوزی
نویسنده : مجتبی تاریخ : دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390



:: موضوعات مرتبط: عكس، طنز

 
خراشهای عشق
نویسنده : مجتبی تاریخ : دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390

خراشهای عشق...! 

در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباسهایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت. مادر به کودکش نگاه میکرد و از شادی کودکش لذت می برد.

در همان لحظه مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا می کرد.  وحشت زده به سوی دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد. پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود...


تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت و به زیر آب کشید. مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوان پسرش را گرفت. تمساح پسر را با قدرت می کشید ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که اجازه نمی داد پسر در کام تمساح رها شود.

کشاورزی که در حال عبور از آنجا بود صدای فریاد مادر را شنید. به طرف مادر دوید و با چنگک محکم بر سرتمساح زد و او را فراری داد.پسر را سریع به بیمارستان رساندند. . .آرواره های تمساح پاهایش را سوراخ کرده بود...دو ماه گذشت تا پسر بهبود پیدا کند

بعداز بهبودی پسر خبرنگاری که با کودک مصاحبه می کرد از او خواست تا جای زخم هایش را به او نشان دهد.پسر شلوارش راکنار زد و با ناراحتی زخمهایش را نشان داد.سپس با غرور خراشهای بازوهایش را نشان داد و گفت:

این زخمها را دوست دارم.

اینها خراشهای عشق مادرم هستند.!!



:: موضوعات مرتبط: طنز

 
فقط دعا گويان مهدي اهل نجاتند
نویسنده : مجتبی تاریخ : جمعه بیست و هشتم بهمن 1390

 براي تعجيل فرج زياد دعا کنيد که آن فرج شماست.(۱)

در روايتي، حضرت امام حسن عسکري عليه السلام يکي از فوايد مهم دعا را نجات از هلاکت در زمان غيبت بيان مي فرمايد

احمد بن اسحاق گويد: به حضور حضرت عسکري عليه السلام رسيدم و بنا داشتم از آن حضرت درباره امام بعد از او سوال کنم. حضرت به قدرت امامت از باطنم آگاه شدند و فرمودند:

اي احمد ابن اسحاق بدرستي که خداوند خالي نگذاشت زمين را از حجت از زمان حضرت آدم، و نخواهد گذاشت تا اينکه قيامت به پا شود. به سبب آن حجت بلا را از زمين دفع مي کند، و به خاطر او باران را نازل مي کند، و به وجود او زمين برکاتش را بيرون مي دهد. احمد بن اسحاق مي گويد: گفتم اي پسر رسول خدا، امام و خليفه بعد از تو کيست؟ پس امام بسرعت برخاست و داخل [اندرون] خانه شد، سپس بيرون آمد در حالي که روي دوشش پسري سه ساله بود که صورتش مانند ماه شب چهارده مي درخشيد. حضرت امام حسن عسکري عليه السلام فرمود: اي احمد ابن اسحاق، اگر تو نزد خدا و حجتهاي خدا عزيز و گرامي نبودي، هيچ گاه اين فرزندم را به تو نشان نمي دادم. بدرستي که او هم اسم رسول خدا صلي الله عليه و آله و هم کنيه اوست، و اوست کسي که زمين را پر از عدل و داد مي کند پس از آن که پر از ظلم و جور شده باشد.

 اي احمد بن اسحاق، مثل او در اين امت مثل خضر عليه السلام و مثل او مثل ذو القرنين است. به خداوند سوگند او داراي غيبتي است طولاني که نجات پيدا نمي کنند مردم در آن زمان از هلاکت مگر کسي که خداي عز و جل او را بر قول به امامتش ثابت بدارد و او را موفق کند در آن زمان غيبت که براي تعجيل فرجش دعا کند. احمد بن اسحاق گفت: اي مولاي من، آيا علامتي هست که دلم اطمينان پيدا کند به آن علامت؟ پس آن پسر خوش سيما [که جان همه عالم به فدايش باد] به زبان عربي گويا آغاز به سخن کرد و فرمود: بقيه الله در زمين منم، انتقام گيرنده از دشمنان منم، و پس از مشاهده عيني من دنبال اثري نگرد اي احمد بن اسحاق. پس هر کس که مي خواهد در دنياي پر آشوب کنوني از نجات يافتگان و رستگاران باشد، بايد خود را به وسيله دعا و توسل و تضرع به آستان حضرتش نزديک کند تا مشمول دعاي آن بزرگوار گردد.(۲)

نجات پیدا نمیکنند مردم در آن زمان از هلاکت مگر کسي که خداي عز و جل او را بر قول به امامتش ثابت بدارد و او را موفق کند در زمان غيبت که براي تعجيل فرجش دعا کند.

پس هر کس که مي خواهد در دنياي پر آشوب کنوني از نجات يافتگان و رستگاران باشد، بايد خود را به وسيله دعا و توسل و تضرع به آستان حضرتش نزديک کند تا مشمول دعاي آن بزرگوار گردد.

 

  • [1] کمال الدين، ج 2، ص 485.
  • [2] همان، ج 2، ص 56.

منبع:کتاب آثار دعا براي فرج امام زمان از سید حسین هاشمی نژاد



:: موضوعات مرتبط: امام زمان (عج)

 

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

 

 




قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ